أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

490

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

با گذشت چند روز ، شريف عبدالكريم اشراف مكه را دعوت كرد تا در حضور قاضى جمع شوند و در آنجا چنين گفت : مكلّف ساختن اين ديار براى تحمل مخارج كمرشكن ما عامل اصلى اين فتنه‌هاست . بنابراين عقيدهء من آن است كه ما سهم خود را بر اساس واردات گرفته و به آنچه كه مردم را به تنگنا مىاندازد طمع نكنيم . سهم من از اين واردات يك ربع است كه براى خودم و همراهانم كفايت مىكند . شما هم به سه ربع باقى مانده بسنده كنيد و بيش از آن نخواهيد . من مىتوانم براى هر كسى كه بتواند به كمتر از يك چهارم اكتفا كند كنار بروم . اشراف اين مطالب را از وى پذيرفتند و قاضى هم آن را مهر كرد . « 1 » عبدالكريم تلاش خود را براى تأمين امنيت به كار گرفت . زمانى كه دسته‌اى از قبيلهء هذيل به راهزنى در مسير جده پرداختند ، آنان را دستگير كرد و در جايى ميان معلات و مسعى و سوق الصغير به دار آويخت . شمار آنان يازده نفر بود . « 2 » آنچه جلب توجه مىكند اين است كه تا اين زمان اميران مكه ، احكام خويش را در اين قبيل موارد بدون نظرخواهى از بابعالى و تنها بر اساس نظر قاضى مكه و حكم شرعى او انجام مىدادند و به نظرم از اين زمان به بعد است كه وضعيت عوض مىشود كما اين كه به آن خواهيم پرداخت . كار عبدالكريم براى يك ماه بعد از آن استقرار يافت و پس از آن بود كه خبر هجوم و سپس اشغال قنفذه « 3 » توسط شريف سعيد به مكه رسيد . در اين هنگام شريف راهى مكه شد و از اين سوى ، عبدالكريم هم با سپاهى از تركان و بردگان به مقابلهء با او شتافت . جنگ در حسينيه درگرفت و گروه سعيد متفرق شدند . در صفر سال 1118 بار ديگر سعيد به طائف هجوم آورد و با سپاه عظيمى كه داشت آن را اشغال كرد . در مقابل ، عبدالكريم به طائف رفته ، او را شكست داد . اين بار سعيد در

--> ( 1 ) . شرح تفصيلى اين ماجرا را از زبان‌ناظر اين‌رخدادها ، سنجارى بنگريد در : منائح الكرم ، ج 5 ، صص 299 - 323 . « ج » ( 2 ) . قبيله‌اى كه همچنان در همان ديار قديمش باقى مانده است . به معجم قبائل الحجاز مدخل مربوطه مراجعه فرماييد ( عاتق ) . ( 3 ) . شهرى در ساحل جنوبى شهر جده به فاصله سيصد كيلومتر ( عاتق ) .